خیلی ببخشید نشد تو دو روز گذشته چیزی از حال آریا بنویسم و شما رو نگرون گذاشتم.
آریا رو دیدم. حالش خوبه. یعنی از نظر خودش خوبه!! من که طاقت دیدنشو در این وضع ندارم. دیدن اون همه درد و سوزش شدیدی که تو تنش بعد از تزریق اون آنتی بیوتیک میاد، واقعا برای من عذاب آور بود . صبر عجیبی داره این پسر!!
روز چهارشنبه هم تا ظهر وسایل عمل آماده نبود و آریا طفلک تا ظهر همونجوری تو اتاق عمل بود. مثل اینکه عملش تا ساعت 5:30 عصر طول کشیده.
قراره 14 روز بیمارستان بستری باشه.خدا کنه بعد از این همه درد و سختی نتیجه دلخواهشو بگیره.
وقتی ازم پرسید " اگه خوب نشم چی؟"، موندم چی بگم. واقعا نمی دونم غیر از حرفهای روتین چه چیزی میشه در این مواقع بهش گفت...
خدا جونم خواهش میکنم هر چی زودتر این امتحان سختی که از این بنده خوبت میگیری تموم بشه. می دونم خیلی دوستش داری! اون که تا حالا از این امتحان سربلند بیرون اومده. خودت اون بالا نشستی و میبینی بعد از این همه سختی که تو اون 29 سال زندگییش کشیده، هنوز چقدر دوست داره!می دونم کمکش میکنی،نه؟؟؟!
